هر سازمان به منظور آگاهي از ميزان مطلوبيت و کيفيت فعاليت هاي خود, نياز مبرم به نظام ارزيابي دارد. امروزه درک صحيح مجموعه نيازها و مديريت صحيح سرمايه هاي انساني, کليد اصلي موفقيت سازمان ها به شمار مي آيد.
در اين مقاله قصد داريم با نگاه به مفهوم مديريت کيفيت و نقش واحد هاي کاري سازمان, به شناسايي و معرفي معيارهاي اصلي مدل تعالي واحد هاي کاري پرداخته و آنها را معرفي نماييم.
هدف تحقيق حاضر بررسي ارتباط بين «فرهنگ سازماني» و دو مشخصه سيستم هاي ارزيابي عملکرد يعني «تنوع ارزيابي عملکرد» و «هدف استفاده از سيستم هاي ارزيابي عملکرد» است.
موسسه ها, سازمان ها و دستگاه هاي اجرايي با هر ماموريت, رسالت, اهداف و چشم اندازي که دارند نهايتا در يک قلمرو ملي و يا بين المللي عمل مي کنند و ملزم به پاسخگويي به مشتريان, ارباب رجوع و ذي نفعان هستند...
پژوهش حاضر با هدف ارزيابي عملکرد دانشگاه آزاد اسلامي واحد اقليد و به روش توصيفي (پيمايشي) انجام شد. جامعه آماري پژوهش, همه اعضاي هيات علمي و کارکنان دانشگاه بودند که با روش تصادفي طبقه اي و بر اساس جدول مورگان 27 نفر از اعضاي هيات علمي و 43 نفر از کارکنان به عنوان نمونه انتخاب شدند.
کنترل و کاهش هزينه را مي توان مقوله اي متاثر از دو عامل دانست. يکي در سطح کلان قابل بررسي است که به مديريت کشور و ساختارها و ساير عوامل آن مربوط مي شود ولي ديگري به مديريت خود کسب و کار و عملکرد صاحبان کسب کار مربوط مي شود