هدف از اين پژوهش, پيشبرد نظريهي مربوط به عوامل تعيين کنندهي پذيرش سيستم هزينه يابي هدف توسط شرکت هاي توليدي و صنعتي است. مطالعات منابع علمي موجود در راستاي شناسايي عوامل متعدد منجر به مطرح شدن شرايطي شده است که پذيرش هزينه يابي هدف منجر به ارزش آفريني براي شرکت مي شود.
مديران بانک ها جزء ذينفعاني هستند که اطلاعات حاصل از تجزيه و تحليل عملکرد مالي براي آنها حايز اهميت است. در اين راستا, آنها با در نظر گرفتن اطلاعات مالي ارزشمند, موقعيت بانک را ارزيابي و بر اساس آن تصميم مناسب را اتخاذ مي نمايند.
علم مديريت علم اندازه گيري است. هر چه را که نتوانيم اندازه گيري کنيم نمي توانيم کنترل کنيم و هر چه را که نتوانيم کنترل کنيم مديريت آن امکان پذير نخواهد بود.
ارزيابي عملکرد به عنوان يک ابزار کنترلي همواره مورد توجه مديران در سازمان ها و کارخانجات بوده است. دراين مقاله قصد داريم تا مدلي جديد جهت ارزيابي عملکرد و رتبه بندي شرکت هاي صنعتي در شرايط عدم قطعيت ارائه دهيم.
اهميت و نقش منابع انساني در سازمان ها و بنگاه هاي اقتصادي و صنعتي به عنوان موتور محرک چرخه اقتصادي جامعه بر کسي پوشيده نيست. امروزه حوادث ناشي از کار, به عنوان يکي از عوامل مهم در از دست دادن نيروي انساني کارآمد و...
ارزيابي کارآيي گروه هاي آموزشي.دانشگاه ها سهم بسزايي در ارتقاي عملکرد آموزشي و پژوهشي آنان دارد. يکي از روش هايي که مي توان به کمک آن رتبه بندي واحدهاي مورد ارزيابي را انجام داد, تحليل پوششي داده ها مي باشد.
هزينه يابي هدف با ادغام نيازهاي مشتري, ويژگي هاي فني و اطلاعات هزينه در مرحله طراحي محصول و حذف کارکردهاي فاقد ارزش افزوده, نقش مهمي در مراحل مختلف چرخه حيات محصول بازي مي کند.
اهميت اندازه گيري عملکرد براي سازمان ها مشخص شده است و در بسياري از آن ها نيز هم اکنون نقش مهمي ايفا مي کند. اولويت سازمان هاي کنوني تضمين هرچه مطلوب تر شاخص هاي مورد ارزيابي براي بررسي عملکرد افراد است.