مقالات و مستندات  \  برنامه ریزی بودجه ریزی عملیاتی در سیاستهای پولی و بانکی (همراه با نمونه کاربردی در دانشگاه آزاد برلین)

برنامه ریزی بودجه ریزی عملیاتی در سیاستهای پولی و بانکی (همراه با نمونه کاربردی در دانشگاه آزاد برلین)


تهیه کننده:
سید هادی میررکنی
مدیر گروه مدیریت شبکه نخبگان مجلس شورای اسلامی
و کارشناس ارشد معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست محترم جمهوری











برخی سوابق شغلي :
- مدیر گروه مدیریت شبکه نخبگان مجلس شورای اسلامی
- Assistance استاد دانشگاه تهران
- کارشناس ارشد مدیریت سازمان مدیریت و برنامه ریزی ریاست محترم جمهوری
- مدیر آموزش مؤسسه آموزش عالی فن پرداز
- مدير پروژه پژوهشکده میکروالکترونیک ایران- وابسته به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
-كارشناس ارشد پروژه كارت هوشمند سوخت(مشاور عاليه شركت پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران)
- مدیر پروژه توسعه تجارت الکترونیک مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی
- کارشناس ارشد پروژه مرکز تحقیقات مخابرات ایران
- کارشناس ارشد پروژه وزارت نفت
shmirrokni@yahoo.com

























مقدمه

بودجه در واقع بیانات نوشته شده اهداف مدیران برای دوره زمانی مشخص می باشد که در عبارات اقتصادی بیان می شودکه جدول بندی کارها برای اعمال آینده است.
بودجه بندی شامل دو بخش مدیریت فرآیندها و حسابرسی می باشد. از طرفی مدیریت فرآیند است زیرا هدف و برنامه ای است که برای کمک به فرآیند مدیریتی به کار گرفته خواهد شد. بودجه بندی نیاز به مدیریت دارد تا بتواند در تصمیم گیری انجام آنچه می خواهیم به آن برسیم و ترتیب بندی اولویت ها بکار آید. همچنین بودجه بندی فرآیند حسابرسی است چون برنامه ها به اصطلاحات اقتصادی تبدیل می شوند. شاید هیچ ابزار دیگری نتواند بطور مستقیم به مدیریت مؤثر کمک کند به جز مدیریت.
فرآیند بودجه بندی به عملیات سرویس غذا برای مدارس خیلی شبیه به فرآیند شرکتهای خصوصی است تا اینکه شبیه دیگر مبالغ در محدوده مدرسه باشد. خدمات غذایی مدارس یک عملیات منظم در سرویسهای مستقیم است که برای مصرف کننده ها تهیه می شود و بایستی از لحاظ مالی حداقل در میان فروش تولیدات و سرویس ها تأمین شود. اگر چه بودجه ها برای سرویس غذایی مدارس از منابع مختلف تأمین می شود(محلی-دولتی-فدرال)که تقریبا همه مرتبط به مشارکت مصرف کننده است.
آمادگی بودجه نیاز به زمان جایگزاری و تلاش بر روی بخشی از پرسنل مدرسه درگیر در فرایند را دارد.به دلیل درگیری های زمانی این امر مهم برای نظارت کننده های سرویس غذا برای مدارس می باشد تا بفهمد که استفاده های مدیریتی از بودجه به خوبی روش های مخصوص وتکنیک ها برای آماده سازی موفق برای بودجه برای توسعه دادن بودجه به صورت دقیق و کارا می باشد.
ناظر سرویس غذا در مدارس باید بفهمد :
- مزایای آماده سازی بودجه
- فاکتورهایی را که در بودجه تأثیر گذار هستند.
- روش های بودجه بندی
- روش تحلیل و تنظیم بودجه
مزایای آماده سازی بودجه:
بودجه مرکزی برای عملیات موفق در برنامه سرویس غذا در مدارس است.فاکتورهای بودجه ، مقادیری از بودجه که مردود خواهد بود معین می کندکه چطور صرف خواهد شد و پیش بینی می کند که چه مقدار پول در پایان دوره بستن حسابها در تعادل مالی خواهد بود.
بودجه یک ابزار مدیریت مالی است که برای موارد زیر کاربرد دارد:
- ساختن اهداف مخصوص آینده
- نظر سنجی فعالیت های گذشته در ارتباط با کارهای برنامه ریزی شده
- فرمولی برای برنامه های کاری توصیف می کند.
- مقداری از بودجه که موجود خواهد بود را پیش گویی می کند.
- پیش بینی می کند که چه مقدار منبع مالی برای مصرف کردن مورد نیاز خواهد بود.
- نتایج واقعی را بر خلاف برنامه ها و نتایج دلخواه اندازه می گیرد.
- نواحی مشکل دار منفعل را که نیاز به توجه دارد را معین می کند.
- معین می کند که چه چیزی در پایان کار خواهد ماند.
- به عنوان سیستم اطلاعات عمومی خدمت می دهد.
فاکتورهایی که بر روی توسعه بودجه اثر می گذارد:
فاکتور های زیادی برای مدیر سرویس غذایی مدارس جهت فرآیند بودجه ریزی وجود دارد:
-تمایلات تاریخی:آیا تمایلاتی هستند برای حمایت از غذاها که در چند سال اخیر بیشتر به فروش رفته اند؟
-آیا تاریخ افزایش و کاهش را در درصد فروش و افزایش معین می کند.؟
-آیا سرویس های خدماتی مخصوص افزایش یا کاهش یافته اند؟
- نرخ های شرکت پذیری:
-آیا نرخ ثبت نام در محدوده مدارس در حال افزایش است یا کاهش؟
-آیا مدارس در نظر دارد نرخ ثبت نام کننده ها را افزایش دهد؟
-آیا تغییرات در تعداد دانش آموزان که می خواهند غذای رایگان داشته باشند پذیرفته شده که این هم به نوبه ی خود می تواند در کل تعدادثبت نام کننده ها تأثیر گذار باشد؟
-آیا اصلاحات عملیاتی مثل آشکار سازی در تسهیلات سرویس غذا که احتمالا در تعداد ثبت نام کننده ها اثر می گذارد در مدارس انجام می شود؟
-کمک هزینه های فدرال ودولتی:
-چه مقدار نرخ باز پرداخت های فدرال افزایش یا کاهش می یابد؟
-آیا تغییری در کمک هزینه دولتی خواهد بود؟
-مقدار دلار اختصاص داده شده چه میزان خواهد بود؟
-آیا هزینه کالا اولیه برای صادرات به صورت پیش بینی شده افزایش می یابد؟
-تغییرات برنامه و عملیات دولتی:
-آیا برنامه ای برای تنظیم جدید فدرال وجود دارد وآیا هزینه ها به دلیل ساخت و پیاده سازی افزایش خواهد داشت؟
-افزایش یا کاهش هزینه ها برای برنامه ها:
-آیا گزارش های بازار افزایش و کاهش هزینه مورد نظررا در قیمت غذا،سرویس،اندوخته ها معین می کند؟
-آیا برای کارگران افزایش حقوق در نظر گرفته شده است؟
-آیا مزیت ها مانند بیمه سلامت بر هزینه ها افزوده خواهد شد؟
-تغییرات در بهای گوشت:
-آیا بهای صبحانه ، ناهار ، و یا شام افزایش می یابد؟
-آیا افزایش بهای غذا باعث کاهش تعداد دانشجویان و اساتید استفاده کننده از غذای سرویس خواهد شد؟
-آیا برنامه هایی برای افزایش اندوخته گوشتی وسایر

روشهای استفاده شده در بودجه ریزی
سه راه اصلی برای برنامه ریزی یک بودجه وجود دارد. این راهها به شرح زیر می باشد:
- بودجه ریزی توسعه ای (در خط اصلی)
در بودجه ریزی توسعه، بودجه برای سال جاری در واقع نقطه شروعی برای بودجه جدید است. این تنظیم ها به بودجه این اجازه را می دهد که در فعالیتهای برنامه ریزی مختلف برای سال آینده و فعالیتهای سال جاری بتواند برنامه ریزی کند. این تنظیمها در حقیقت انتظار تغییرات را در سود و هزینه یابی منعکس میکنند. مزیت بودجه ریزی توسعه ای صرف زمان کمتر و انتخاب بهترین روش برای اقلام هزینه ای پایه بودجه ریزی است. (مطالبه ارتباطات یا مدیریت اتلاف) اشکال بودجه ریزی توسعه ای وجود خطاهای بودجه ریزی است که ممکن است صحیح نباشد، و باعث برنامه ریزی کمتری برای فرآیند بودجه می شود، و مدیر ممکن است که نیازهای تغییرات برنامه حسابداری را متوجه نشود.
-بودجه ریزی پایه صفر
مفهوم کلی بودجه ریزی پایه صفر در واقع شروع با بودجه صفر و بودجه سازی است. این مسأله نیاز دارد به عملیاتی نو و تازه که همه هزینه ها و مخارج را بدون پیش داوری از قبل تعیین شده در نظر بگیرد. در اینجا چندین مزیت برای بودجه ریزی پایه ای وجو دارد. مدیریت را به تصمیم گیری در برابر مقایسه عملکرد برنامه های واقعی برای بودجه ریزی مجهز می کند. بودجه ریزی پایه ای اغلب اوقات یک برآورد بهتری از سود پروژه به ما می دهد و کمک می کند که بسادگی مدلی را برای پرداخت بوسیله انفصال هزینه های بودجه ریزی غیر اساسی بسازیم زیرا باعث خسارت به بودجه سالهای پیش می شود. اشکال بودجه ریزی پایه ای صرف کردن زمان و ارزیابی اطلاعات برای بهترین برآورد بودجه است زیرا محاسبه بودجه تمامی اقلام پایه مشکل است. برای مثال هزینه عمومی مواد و تجهیزات ممکن است که با امتحان کردن تمامی اطلاعات برای ترکیب استفاده کاربردی با نرخ تورم پروژه بهتر محاسبه شود.
-ترکیب نهایی و پایه ای
این ترکیب که برای صفر پایه استفاده می شود برای بعضی اقلام و نموها برای اقلام دیگر کاربرد دارد که معمولا بهترین راه برای بودجه سرویس غذای مدرسه ها است. بعضی اقلام در بودجه باید در پایه قرار گیرند که بدون برآورد پایه ای قبلی در سالهای گذشته است. برای اقلام دیگر بودجه موجود نیاز به همسازی و تعدیل تغییرات قیمت دارد. این روش به بودجه بندی موجود و چگونگی آن وابسته است. برای مثال اگر پیش بینی اساسی در طول مدت ثبت نام افزایش یابد با انجمنی از نفوذ و هجوم افراد روبرو هستیم، و بعد از بازگری درمی یابیم این مسأله وابستگی مستقیمی به جمعیت دانش آموزان دارد که باید در بودجه بندی پایه در نظر گرفته شود. بنابراین اگر انتظار تغییر در مشارکت دانش آموزان را نداشته باشیم منابع بازنگری و یا هزینه های برنامه پایه ای خود برای این مسأله کافی خواهد بود.

فرآیند بودجه ریزی
اولین گام فرآیند بودجه ریزی ممکن است تغییری از بخش مدرسه به بخش دیگر باشد. در بعضی از حوزه های مدرسه سرویس اجرایی غذا ممکن است خود مسئولیت اجرای بودجه ریزی سرویس غذا را داشته باشد. در دیگر بخشها ممکن است سرویس اجرایی غذا واقعا درگیر این مسأله گردد. گردآوری این بودجه ریزی اغلب ریاست تجاری آن واحد است. صرفنظر از این فرآیند این یک مسأله مهمی برای اجرای سرویس غذایی مدرسه است که در واقع سود آن برای واحد سرویس غذا یک هدف محسوب شده و به آن نیازمند است. و در واقع تأسیس یک بودجه بندی استاندارد بر خلاف عملیات ارزیابی شده است. گامهای زیر در طول برنامه ریزی بودجه بندی ضروری است:
- برپایی هدف درازمدت.
چه برنامه ای باید در پنج هفته یا ده سال آینده اتفاق بیفتد؟
- توسعه یک برنامه بودجه.
چه منابعی برای سود اصلی در توسعه بودجه لحاظ خواهد شد؟ برآورد هزینه ها چقدر است؟ گزارش تحلیلی بودجه چه چیزهایی را شامل می شود؟ روش های بودجه ریزی برای بازنگری و هزینه های چه پروژه هایی استفاده می شود؟
- سود پایه ای پروژه ها روی همه فاکتورهای کاربردی.
چقدر سود از منابع مکانی کشوری و فدرال برای غذای دانش آموزان استفاده می شود؟ افزایش در قیمت غذا یا نرخ بازپرداخت چه تأثیری روی سود دارد؟ نسبت فروش غذاهای دیگر به رشد رسیده یا افزایش کاهش داشته یا مانند روال قبلی است؟ سود منابع دیگر مانند سپرده های بانکی، ذینفعان، تخفیف غذا، فروش یا عرضه تجهیزات آن یا اقلام گوناگون دیگر چقدر است؟
- برآورد هزینه ها با دقت.
در واقع مغز و جوهره بودجه ریزی عملیاتی برآورد هزینه ها برای سال آینده است. هنگامی که تخمین صحیح هزینه ها سخت است تلاش زیادی باید برای صحیح بودن آن انجام دهیم. یک کاربرگ با جزئیات تقسیم بندی آن برای بدست آوردن هزینه هاست. مانند برنامه در بخش سه که ممکن است کمکهای شایانی را برای برنامه ریزی بودجه ریزی انجام دهد.
- بودجه برای سال آینده.
در سرویس غذایی مدرسه ممکن است که ترجیحا مجزاسازی سالها بر اساس ماهها و سپس ماه دیگر برای تصمیم بودجه سالیانه باشد. برای مثال مقدار بودجه برای هزینه ها و سود برای ماه جولای برنامه ها و مبنای دیگری را برای مقدار بودجه ماه اگوست و سپتامبر منعکس می کند. با وجود این روش بودجه نهایی باید برنامه سالیانه مالی را مشخص کند.

تحلیل بودجه
بودجه باید به عنوان یک هدف کنترل پایه ای به طور منظم مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. گزارشهای بودجه باید آماده گردد و در طول کمتر از یک ماه مورد تحلیل قرار گیرد. برای مثال، مقایسه هزینه های واقعی با مقدار بودجه انحرافات و گرایشات آن را با استانداردها آشکار می سازد.
اقدامات اصلاحی و تنظیم بودجه
مدیر سرویس غذایی مدرسه باید به عنوان یک مسأله ضروری به تنظیم بودجه و کنترل آن بپردازد. همچنین در پایان سال بودجه و فرآیند بودجه ریزی را ارزیابی نماید. از این راه بهتر می تواند به کمترین اتلاف موقعیت ممکن دست یابد و بلافاصله به علاج واقعه بپردازد. هنگامی که تحلیل بودجه اشاره به ناکافی بودن آن داشته باشد مدیر سرویس غذایی مدرسه باید با دقت سمت سود و هزینه های بودجه خود را بررسی نماید.
سؤالات برای درنظر گرفتن افزایش سود بهر صورت ممکن:
- اگر ما قیمت غذا را افزایش دهیم، افست سود ما در سهممان چقدر کاهش پیدا می کند؟
- آیا ما میتوانیم فعالیتهای آذوقه ای را برای بهره برداریمان اضافه کنیم؟
- برنامه بازاریابی برای افزایش سهم سود چقدر است؟
- آیا مصرف کنندگان رضایت دارند؟ آیا ما می خواهیم که اصلا آنها ما را دوست داشته باشند؟
- آیا معلمان و مدیران تأمین می شوند؟
سؤالاتی جهت در نظر گرتن مخارج و هزینه های بودجه:
- ما چقدر تحلیلهای هزینه ای برنامه ایمان را با اقلام هزینه هایمان تطبیق می دهیم؟
- چقدر هزینه های برنامه را در عملیات سرویس غذایی با برنامه های مدارس دیگر یا استانداردهای صنعتی مقایسه می کنیم؟
- چقدرر کارمندان سرویس غذایی ما در مدیریت عملیات مالی نقش دارند؟ آیا آنها درکی از موفقیتهای عملیاتی کنترل هزینه دارند؟
- اگر به کاهش هزینه ها نیاز داریم، آیا کاهش ما با ارزش گذاری کمتر برای مصرف کننده توأم است؟
گزارشهای بودجه از تعاریف سیستمهای اطلاعاتی مدیریت تشکیل می شود که می تواند اطلاعات حیاتی .برای مدیر سرویس غذایی مدرسه محسوب گردد. این گزارشها می تواند چگونگی عملکرد را به ما بدهد و به تحلیلهای مدیر در گزارش سود و زیان کمک کند و اطلاعاتی را برای تصمیم گیری بهتر فراهم نماید. همه مدیران سرویسهای مدارس باید یاد بگیرند که از اطلاعات مالی آن برای اداره کردن و اصلاح کردن برنامه ها استفاده نمایند. مدیران اجرایی خوب باید این را بدانند و از بودجه برای رسیدن به حداکثر برنامه هایشان استفاده نمایند.














Sample Budget Reports
School Food Service Budget - Revenue









Other Revenue


Note - Check with your state agency for the best method to project revenue from state funds. They may issue matchingfunds only once a year. If state funds are issued on reimbursable meals served, add another section for state revenue.
School Food Service Budget - Expenditures


گرچه در میانه دهه 1960 دانش آموزان مروری بر دروس و سخنرانیها در چند دانشگاه آلمان را منتشر کردند ولی به طور کامل سیستم آموزش آلمان در مورد مشارکت فعال در جنبش ارزیابی که طی دو دهه گذشته در سراسر اروپا گسترش یافته است، بسیار دیر عمل کرد.
در سال 1985، شورای علمی آلمان توصیه هایی برای رقابت در سیستم آموزش عالی آلمان را که به کاهش پیوسته بودجه های آموزش عالی و همچنین به رقابت به عنوان وسیله ای برای انطباق مؤثر با منابع اندک اشاره داشت، منتشر کرد. در سال 1990، مجله هفتگی اشپیگل، سری مقالاتی را در مورد رده بندی رشته های تحصیلی در دانشگاههای آلمان منتشر کرد که موجی از ارزیابی را در بین بخشهایی از جامعه آموزش عالی ایجاد کرد.
پروفسور Hubner جامعه شناس و روانشناس واحد آموزش دانشگاه آزاد برلین است. وی در آوریل 2002 در برلین درگذشت. او سالهای زیادی به عنوان ریاست دانشگاه درگیر امور نظارتی دانشگاه بود و همچنین او عضو فرهنگستان مجلس سنا دانشگاه بود.
دکتر هانگتون مدرس واحد آموزش و روانشناسی در دانشگاه آزاد برلین است. او یک جامعه شناس در زمینه آموزش عالی و برنامه ریز دانشگاه و فعال در مؤسسات تحقیقاتی و ارزیابی و تحیققات دانشجویی است.
در سال 1993 ، کنفرانس دائمی وزرای آموزش و فرهنگ(KMK ) و کنفرانس رؤسای دانشگاههای آلمان (HRK ) توصیه های مشترکی برای بهبود برنامه های آموزشی ارائه کردند. مخصوصا، ارزیابی نظام مند(سیستماتیک) کیفیت در تدریس و تحقیق سفارش شد.
از ابتدای سال 1998 تا انتهای سال 2000 ، HRK یک برنامه ملی (که به تازگی برای سه سال دیگر تمدید شده است) را برای بهبود کیفیت در آموزش عالی آلمان اجرا کرد. رؤسای دانشگاهها ادعا کردند که ارزیابی باید مشورتی باشد تا تنبیهی و سیاست آمیز:
با معرفی روشهای ارزیابی انتظار می رود که به آشکارسازی نقاط ضعف و قوت مؤسسات ارزیابی شده و همینطور استانداردها و اهداف پیش رو کمک شود و روشهای (مکانیزمهای) داخلی خود کنترلی تقویت شوند تا در نهایت منجر به استراتژیهای سیستماتیک تری برای ارزیابی کیفیت و بهبود کیفیت شوند.
آنان اذعان داشتند که:
به طور وسیعی پذیرفته شده است که ارزیابی کیفیت برای جواب پس دادن به عموم مردم و دستگاههای بودجه دهنده (ایالت) ضروری است. با این وجود، ارزیابی، اثری روی بودجه در کوتاه مدت نخواهد گذاشت. البته در درازمدت یک نتیجه نامطلوب واکنشهای مالی به همراه خواهد داشت.
این ناهماهنگیها بین اهداف ارزیابی نشان دهنده تناقضهایی است که همیشه به عنوان بخشی از جنبش ارزیابی وجود داشته و دارند. به نظر میرسد که مسأله نحوه برخورد با پیچیدگیهای این اهداف جدال برانگیز می باشد. علیرغم مخالفتهای منطقی و موجه در مورد ساده و مؤثر کردن آموزش عالی تعدادی استراتژی برای تبدیل دانشگاهها به سازمانهای شبکه تجاری می توانند تعریف شوند. پیوند دادن تأمین مالی به عملکرد یکی از اینهاست.
نمونه کاربردی بودجه ریزی عملیاتی در دانشگاه آزاد برلین
دانشگاه آزاد- مؤسسه ای دارای حدودا 4000 دانشجو، 2000 عضو هیأت علمی (560 پروفسور و حدودا 1400 سخنران و دستیار پژوهشی) و 1400 نفر کارکنان پشتیبانی ( بدون احتساب دانشکده پزشکی)- دارای هزینه سالیانه حدودا 250 میلیون یورو می باشد.
دانشگاه تا کنون روشهای استاندارد بودجه ریزی را که اساسا بر مبنای ثبت نام هستندرا دنبال کرده است. گرچه بودجه ریزی عملیاتی برای دو سال مورد آزمایش قرار گرفته است. بر مبنای این طرح بین 2 تا 5 درصد( تقریبا 500000 یورو تا 1200000 یورو) از هزینه سالیانه دانشگاه برای تدریس، پژوهش و پشتیبانی آموزش( کلا 25 میلیون یورو بدون احتساب حقوق کارکنان) به دانشکده ها بر مبنای عملکرد آنها در پژوهش و تدریس اختصاص یافته است. این پول در اختیار هردانشکده است.
برای بهبود این طرح، دانشگاه در یک برنامه حمایت شده از طرف بنیاد فولکس واگن برای ایجاد روشهای مدیریتی در دانشگاههای آلمان شرکت کرد. هدف اصلی، توسعه طرح و اختصاص بخشهای مهمتری از بودجه به آن (بین 20 تا 50 درصد از کل بودجه برای تدریس) بود.
بدیهی است که در حال حاضر روش بودجه ریزی چیزی بیش از تلاش اولیه برای پیوند دادن تأمین مالی به عملکرد نمی باشد. کار شدیدتری قرار است برای بهبود روش بودجه ریزی، برای شناخته تر شدن در داخل دانشگاه، برای بحث درباره اشکالات آن و مخالفتها با آن برای استاندارد کردن و ساده تر کردن روشها و برای افزایش بخش عملیاتی بودجه انجام شود. در تطابق با اصول ارزیابی دانشگاه تلاش کرد تا اعضای خود را در مدل کردن دوباره طرح دخیل کند و یک بررسی از نوع Delphi برای رسیدن به این هدف انتخاب شد.
بررسی: وسیله و روش
بررسی با مصاحبه هایی با رؤسای دانشکده ها ، اعضای هیأت علمی علاقه مند نمایندگان دانشجویان و مدیرانی که در ایجاد توسعه و آزمایش طرح دخالت داشتند شروع شد. ما موافقان و مخالفان طرح و بهبودهای ممکن را به همراه ویژگیهای مربوط به انضباط و ورودی با ارزش بدست آمده در طراحی پرسشنامه ها را بحث کردیم.
در ماه May 1998 ، 1704 پرسشنامه ارسال شد: 543 عدد به پروفسورها ( به استثنای دانشکده پزشکی) و تقریبا همان تعداد به اعضای هیأت علمی غیر دائم، 390 پرسشنامه کامل شده (3/36%) برگردانده شده ودر بار دوم در ژانویه- فوریه 199 انجام شد. این بار 1014 پرسشنامه ارسال شد و 275 عدد (1/27 %) برگشت داده شد. نرخ جوابها نشان دهنده هر دو گروه پرسنل به همراه رشته تحصیلیو دانشکده ها می باشد. هر دو دوره سه نکته مهم را در بر داشت:
• حرکت دانشگاه و اهداف آن
• قابل قبول بودن بودجه ریزی عملیاتی
• روشهای بودجه ریزی عملیاتی
داده های ما نشان می دهند که عقاید مخلوط و پر از ابهام است.
مأموریت و اهداف دانشگاه:
سه مفهوم از دانشگاه از پاسخهای داده شده به بررسی دریافت شدند:
• نوع سنتی دانشگاه Humboldtian تدریس را به پژوهش مربوط می کند و روی آموزش دانشجویانش تأکید می کند و نظامهای مختلفی را در برمی گیرد.
• دانشگاه پژوهش بین المللی که روی پژوهش تأکید دارد و روش ممتازی در آموزش دانشگاهی دارد.
• دانشگاههای محلی که مردم را بر مبنای نیازهای تجارت و صنعت محلی/منطقه ای تربیت می کند.
انتخابهای این مفاهیم در شکل 1 آمده است.
گرچه اعضای هیأت علمی قراردادی و موقت روش سنتی را حمایت میکنند این قضیه در مورد دو دسته دیگر صادق نیست. پروفسورها بیشتر از اعضای هیأت علمی موقت( 5/29% در برابر 1/37%) دانشگاه بین المللی را انتخاب میکنند . بین نظامها نیز اختلافات فوق وجود دارد.(جدول1)
نتایج ما تا حد زیادی با ایده غالب دانشگاه که توسط اساتید ترجیح داده می شود تطابق دارد. مشکل این است که ترجیحات آنها با علایق و نیازهای بخشهای بزرگی از جمعیت دانشجویی نمی خواند.


مشکل در اینجا مناسب نبودن شرایط لازم قسمتهای بزرگتر برای جمعیت دانشجویان بود. بیشتر دانشجویان چشم انتظار آینده تحقیقاتی نبودند بلکه تلاش می کردند یک شغل آراسته و منطقی برای زندگی خود حاصل کنند. در آنسوی شک و تردید می بایست سطح تحقیقاتی و یادگیری واحدها را بطور واقعی ترفیع و بالا برد. اما اطلاعات ما یک داستان متفاوت بود: بیشتر از بیست و سه درصد(68.6%) از جوابها نشان میداد که تحقیقات خیلی قوی بوده است.فقط 2.2% از توجه و هدفشان به یادگیری بود. تفاوت مابین آنها فقط نظم حاشیه ای بود.آنها بالاتر و برتر از نوع و گونه دانشگاهی عزت نفس داشتند.
این نتیجه به نظر میرسید که نشان میدهد بیشتر دانشجویان در بیشتر زمینه ها از یادگیری و آموزش خصوصی و مشاوره دو نفری ناراضی هستند، این در حالی است که پروفسورها از تلاشهای تحقیقاتی وموفقیتهای انفرادی آنها آگاه بودند.

بودجه ریزی عملیاتی قابل قبول:
در دومین پیامد آچه را که اضای دانشگاه در مورد بودجه ریزی عملیاتی فکر میکنند دریافتیم، ارتباطات عملکردهای انفرادی در یادگیری و تحقیقات برای مواد اصلی و تجهیزات تامین میشد و شرایط لازم برای رویه قابل قبول وجود داشت.
از مذاکرات ما واضح بود که جزئیات رویه ها بشدت برای موفقیتها سخت اجرا میشد. بنابراین پرسشنامه ها از اعداد فرعی و اصلی محاسبات عملکرد پر شده بود.
در اینجا یک توافق عمومی در بازه زمانی 3 تا 5 سال است که نیاز به قضاوت در خور عملکرد دارد. بیشتر توافقات در کیفیت یادگیری و مشاوره های دانشجویان است که باید مطابق جنبه ظاهری عملکرد باشد. درباره بیست و سه نفر از پروفسورها و بیشتر از نیمی از اعضای هیأت علمی اظهار داشتند که ارزیابی باید فقط بوسیله همکاران آنها در این زمینه عهده دار گردد.
ما درخواست کردیم اگر بودجه ریزی عملیاتی میخواهد که به کارآیی بیشتر و عملکرد بهتر منتهی گردد باید انصاف بیشتری در تخصیص پول و پیشرفت قابل درکی در علوم انجام گیرد (نتیجه مطلوب) یا اگر مخالف این عوامل باشد انتظار نتیجه نامطلوب میرود.در جدول سه این نتایج نشان داده شده است.











از نتایج دیگر، این است که اکثریت انتظار تغییر برای بهتر شدن دارند. نه خیلی شگفت آور، آنها در نظام علوم انضباطی اغلب نتیجه مطلوب را بیشتر انتظار دارند تا در علوم اجتماعی و انسانی.
بودجه ریزی عملیاتی به نظر میرسد به عنوان یک عنصر از اصول عقلانی دانشگاهی است. این فرآیند در اوایل دانشگاه کمتر از کمیته دانشکده و بطور فزاینده در امر خطیر تجارت بازرگانی مناسبت دارد.(جدول4)
تقریبا 75 درصد از دانشمندان احساس میکنند که ناگزیر از توسعه هستند مخصوصا اگر سازمان فرهنگستان (دانشگاهی) با فشار مسائل مالی مواجه گردد. آنها نقش بودجه ریزی عملیاتی را بوسیله هنجارهای اقتصادی در تأمین ایده های دانشگاهی شدیدا میپذیرند. جهت یابی هزینه-سود، معرفی روشهای مدرن مدیرانه، اجرای الگوهای انفرادی، و مشاهده دانشجویان به عنوان مشتری وظیفه مدار.


















در حدود سی درصد از دانشمندان شکاک باقی میمانند. اگر هم معتقد باشند که پیشرفت و توسعه اجتناب ناپذیر است آنها نمی پذیرند که نیاز به تغییرات ساختاری است.آنها از کنترلهای اداری بیم دارند، و آن را تهدیدی برای تحقیق و یادگیریشان میدانند و از هنجارهای حقیقی علوم بیزارند.
پیش از این ذکر شد که تأمین وجوه برنامه های موجود فقط به مقدار کوچکی از بودجه روی عملکرد پایه تخصیص می یابد، اما برنامه های که سهم قابل توجهی دارند باعث ارتقا و ترفیع میگردند.
این بررسی نشان میدهد که تقریبا هفتاد درصد می پذیرند که بیشتر از نیمی از گزارشات یادگیری مخارجی در خور این سهم بودجه دارند. فناوریهای انسانی سهم کمتری از علوم طبیعی و اجتماعی دارند. مهم ترین مسأله در این زمینه تأمین تخصیصها و تأمین کارمندان بر اساس عملکرد پایه می باشد.
آیا این نتایج می تواند تفسیر یک پذیرش مطلق و بلا شرط در شیوه بازار باشد؟
این بررسی نشان می دهد که افراد قضاوتهای مختلفی روی مفروضات پایه دارند. این اختلافات و تعارضات باعث پیدایش روابطی میشود که از برخی پیامدهای اصلی نشأت میگیرد. 8/58 درصد با این مشکل تعریف عملکرد موافقند و این کیفیت سبب پیچیدگی برنامه های اجرایی خواهدشد. تقریبا پانزده درصد میگویند که کیفیت و عملکرد در یادگیری و تحقیقات موضوعات محاسباتی نیستند. فقط 5/17 درصد ترجیح میدهند که جایگزین نمایند عملکرد و کیفیت پیش بینی شده را بوسیله ظرفیت کاری پیش بینی شده.
اکثریت (4/78%) در مورد بودجه ریزی عملیاتی به عنوان مهمترین بعد کارشان در یادگیری و تحقیقات نظر میدهند و 8/62 درصد به نظر میرسد که آن را وسیله مهم و ضروری برای بهینه سازی آموزش می دانند. و بیش از پانزده درصد یک جهت دهی محکم نسبت به هزینه-سود را نمی پذیرند و فقط اداره کردن دانشگاه را موفقیت میدانند. 8/20 درصد از آنها هم اظهار داشتند که دولتهای سخت از نظر مالی دانشگاهها را از نظر التزام به آنها محدود می کنند.
قضاوت در مورد شیوه بودجه ریزی عملیاتی:
قضاوتهایی را که ما د رمورد شیوه بودجه ریزی عملیاتی جمع آوری کرده بودیم کمتر دو جنبه ای و دو گرایشی بودند.
ما خواستیم که آنچه را اعضای اندیکاتورهای دانشگاه در مورد عملکرد و برنامه های بودجه ریزی نظر دارند بدانیم. علاوه بر این ما می خواستیم بهترین راه تخصیص سود بهره سهام را بواسطه عملکرد اضافی دریابیم.
در واقع پنج نماینده و اندیکاتور برای این استفاده شدند که ما می خواستیم مطابق رتبه بندی آنها مهمترین عوامل را از یک تا پنج طبقه بندی کنیم. ما محاسبه کردیم میانگین محاسبات را و در نتیجه به رتبه بندی ذیل دست یافتیم:
- میانگین انتشار تایپ و اعداد 2.05
- میانگین بدست آمده سرمایه گذاری روی تحقیقات 2.98
- میانگین نمرات بدست آمده از افراد دکترا 3.06
- میانگین تعداد آزمونها 3.22
- میانگین تعداد دانشجویان 3.33





نمایندگان تحقیقات جهت دار بهتر از نمایندگان دانشجویان و یادگیری وابسته به آن قابل توجه هستند. انتشار این گونه تحقیقات تناسب بی چون و چرایی با نمایندگان عملکرد نوعی انضباط ایجاد میکند. فرهنگ این نظم وانظباط در عملکرد نمایندگان تأثیر می گذارد.(جدول پنج)
درخواست برای وسیله های دیگر جهت بهبود عملکرد دانشگاه در سه منطقه مهم شناسایی شده است: کارهای اجرایی دانشگاه، دانشجویان و مطالعات آنها و افراد کارمند. جایگزین این تصمیم سازی پیچیده، انتخاب متقاضی بوسیله دوایر اداری و لغو مدنی خدمتکاران پروفسورها است که بهبود ممکنی به نظر می رسد.
سرانجام ما متوجه شدیم که مشکل، تخصیص وجوه عملیاتی است. در حال حاضر میزان این واحد تخصیص پول طبق امور متداول است، ساختارهای قدرتمند یا نیازهای واقعی. رشد بودجه عملیاتی آشکارا به یک شیوه منطقی نیاز دارد. تقریبا دو-سه درصد از آن با واحدی(63.1%) که باید در آن تصمیم گیری معیارها برای تخصیص وجوه اضافی مطابقت دارد. 36.9 درصد روی یک برنامه استاندارد تخصیص می دهند. بقیه (اکثریت 82.9%) مطالبه وجوه اضافی می کنند که باید مستقیما و بدون کسورات به صورت انفرادی یا با کار واحد آن پول بدست آید.
بر طبق این نظریه از بودجه ریزی عملیاتی اگر درآمدها نامطلوب هم باشد مطلوب به نظر می رسد. گستردگی این درآمد بوسیله برآورد ما معلوم می شود، بعلاوه این جنبش و حرکت ارزیابی واحد در آموزشهای سطح بالا اهمیت بسزایی دارد.
متأسفانه، در این قسمت تحقیقات کمی بر روی اثربخشی بودجه ریزی عملیاتی انجام شده است. شاید بزودی نظرات مناسب و شایسته ای در مورد اثربخشی این سیستمها بوجود آید و بنابراین اطلاعات مفیدی جمع آوری شود و در آموزشهای سطح بالا بکار گرفته شود بعلاوه اینکه زیانهای ناشی از بودجه ریزی عملیاتی در نظر گرفته شود که این مسأله امکان پذیر است.




اطلاعات ما نشان می دهد که اکثریت(72%) آنها این قسمت را می پذیرند که که در آموزشهای بالاتر روابط اقتصادی امری ضروری است و بودجه ریزی عملیاتی می تواند یک وسیله ای برای رسیدن به این هدف باشد. برای بوجود آوردن این مسأله سودمند تعدادی از پیش نیازها در ذیل آورده شده است:
- یک بیانیه مأموریت و رسالت واضح و مبتنی بر رضایتمندی
- گزارش نمایندگان عملکرد بر اساس معیارهای مناسب یادگیری و تحقیق که نظم وانضباط خاص و ویژه ای را سبب می شود، و نادیده گرفتن تفاوتهای معیاری که سیستم پذیرش آنها را توصیه نمی کند.
- روایی و پایایی(اعتبار) هر دو برای پذیرش اندازه گیری عملکرد به طور مساوی مهم هستند.
اطلاعات در روابط اخیر متناقض هستند. و این واضح است که اکثریت آنها به نفع بوجه ریزی عملیاتی است که اندازه گیری عملکرد را به عنوان ارزش و یک پارامتر معتبر می پذیرد. اما بیشتر از 37% درصد معتقد به این نیستند که می تواند به طور عینی و واضح اندازه گیری شود. تعدادی از آنها بر خلاف اندازه گیری عملکرد به طور واضح بزرگتر است که در این میان بودجه ریزی عملیاتی است، اگر هم در این میان حدود یک چهارم واقعیت اندازه گیری عملکرد مورد اطمینان باشد.
نقش یادگیری و تحقیق هم جدال برانگیز و مباحثه ای است. بیشتر از هشتاد درصد می پذیرند که یادگیری و تحقیق باید در اندازه گیری عملکرد به صورت برابر متعادل باشند اما این تفاوتها میتواند توافقاتی حاصل کند که برای نوع دانشگاه با انضباط و فعالیتهای آکادمیک اولویت دارد.
اعضای هیأت علمی و کارمندان و اعضای هیأت تحقیقاتی شدیدا مخالف این تعادل هستند. اعضای تدریس اصولی از طرف دیگر اندازه گیری که با عملکرد تدریس قوی همراه است را ترجیح می دهند.
اجرای بودجه ریزی عملیاتی پایه ای در یک سازمان پیچیده مانند دانشگاه ناچارا به یک جدال و هم ستیزی منتهی می شود. تا زمانیکه روزانه روال کار عادی است و این دیدگاه کاری تأثیر منفی نمی گذارد، بوسیله بودجه ریزی اداره می شود که این مسأله جدال برنگیز تا حدود وسیعی نادیده گرفته می شود. این جریانی در دانشگاه آزاد برلین است. قسمتی از بودجه که برای بودجه ریزی عملیاتی در دسترس است برای اعضای مستقل دانشگاه حقیقتا یک مسأله متفاوت نیست.
فرضا عملکرد در سالهای اخیر باعث بهبود شده است. این مسأله یک توافق عمومی با روابط مابین تلاش و فشار دارد.(1978) بهر حال این بهبود صرفا وابسته به تجزیه و تحلیل است.(تیلور 2001)
به طور کلی بودجه ریزی عملیاتی بیشتر از یک مکانیزم آکادمیک که جهت ادراک و رسیدن به هدف استفاده میشود، نیست. این مشکلی است که مزیتهای مؤسسه ای را ایجاد می کند. ما نمی توانیم مطمئن باشیم که به این هدف دست یافتیم. در مقابل به نظر می رسد که مدیریت دانشگاه کاملا برای انتخاب کردن شیوه ای از تجارت و صنعت مطلع است (پاسخگویی و توافق روی اهداف) بدون در نظر گرفتن این مطلب که دانشگاه شرکت تجاری نیست، که این مسأله دشواری زیادی در تعریف و معین کردن محصولات ایجاد می کند، و این امر نیاز به ایجاد سود و حضور صاحبان سهام برای بازگشت سرمایه گذاری ندارد.


References:
HOCHSCHULREKTORENKONFERENZ (1998) Evaluation. State of the art report on
quality assessment and quality development in German universitie s (Bonn,
Hochschulrektorenkonferenz).
LEIBENSTEIN, H. (1978) On the Basic Proposition of X-efficiency Theory.
American Economic Review, 69(2), pp. 328± 334.
SCHMIDTLEIN, F.A. (1999) Assumptions underlying performance-based budgeting.
Tertiary Education and Management, 5(2), pp. 159± 174.
TAYLOR, J. (2001) Efficiency by Performance Indicators? Evidence from
Australian Higher Education. Tertiary Education and Management, 7(1),
pp. 41± 55.

Bibliography of other useful sources
ASHWORTH, K.H. (1994) Performance-Based Funding in Higher Education.
The Texas Case Study. Change, Nov/Dec.
BANTA, T.W. (ed) (1986) Performance Funding in Higher Education: A Critical
Analysis of Tennessee’s Experience (Boulder, CO, National Center for Higher
Education Management Systems).
HENKEL, M. (1998) Evaluation in Higher Education: conceptual and
epistemological foundation. European Journal of Education, 33(3),
pp. 285± 297.
LAYZELL, D.T. (1998) Linking Performance to Funding Outcomes for Public
Institutions of Higher Education: the US experience. European Journal of
Education, 33(1), pp. 103± 111.
NEAVE, G. (1998) The Evaluative State Reconsidered. European Journal of
Education, 33(3), pp. 265± 284.
READINGS, B. (1996) The University in Ruins (Cambridge, MA, Harvard
University Press).
VROEIJENSTIJN, A.I. (1994) Improvement and Accountability (London, Jessica
Kingsley).





نرم افزار بودجه ريزي عملياتي الماس

اين نرم افزار امکانات زیر را در اختيار کاربر قرار مي دهد: جهت دانلود بروشور نرم افزار روی لینک زیر کلیک نمایید:

دانلود بروشور شرکت

جهت اطلاع از فعالیتها و خدمات شرکت و دریافت بروشور گروه مشاوران پنکو روی لینک زیر کلیک نمایید:

فيلم هاي آموزشي

مجموعه فیلمهای آموزشی محاسبه قيمت تمام شده ، بودجه ريزي مبتنی بر عملکرد را از طریق آدرس زیر دانلود نمایید: