منابع  \  محاسبه و مديريت قيمت تمام شده  \  مديريت و هزينه يابي بر مبناي فعاليت  \  چارچوب مديريت و هزينه يابي بر مبناي فعاليت

چارچوب مديريت و هزينه يابي بر مبناي فعاليت

فعاليتها
در قوانين مالي و محاسباتي ايران مباني و پايه‌هاي لازم براي تعيين فعاليتها و در نتيجه اجراي بودجه عملياتي پيش‌بيني شده است. طبق مفاد بند (4) ماده (1) قانون برنامه و بودجه، «برنامه سالانه» عمليات اجرايي دولت است كه سالانه تنظيم و همراه بودجه كل كشور تقديم مجلس مي‌گردد و ضمن آن در قالب هدفها و سياستهاي مندرج در برنامه پنجساله،‌ هدفهاي مشخص و عمليات اجرايي سالانه هر دستگاه اجرايي با اعتبار مربوطه تعيين مي‌شود.
در بند (8) ماده (1) قانون برنامه و بودجه نيز «عمليات اجرايي» به صورت مجموعه فعاليتهاي جاري (هزينه‌اي) و طرحهاي عمراني (تملك دارايي‌هاي ثابت) دستگاههاي اجرايي تعريف شده است. در بند (9) همين قانون « فعاليتهاي جاري» (هزينه‌اي) به سلسله عمليات و خدمات مشخص اتلاق شده است كه براي تحقق هدفهاي برنامه سالانه طي يك سال اجرا مي‌شود و هزينه آن از محل اعتبارات جاري (هزينه‌اي) تأمين مي‌گردد. همچنين در ماده (19) قانون برنامه و بودجه دستگاههاي اجرايي مكلف شده اند براساس شرح فعاليتها و طرح‌هايي كه بين دستگاه اجرايي و سازمان متولي بودجه مورد توافق واقع شده است در حدود اعتبارات مصوب عمل كنند.
با توجه به احكام فوق، برنامه‌هاي عملياتي ذيل دستگاههاي اجرايي بايد شامل فعاليتهاي كميت‌پذير مشخص باشد كه براي تحقق هدفهاي برنامه مزبور اجرا مي‌شوند. به بيان ديگر هر يك از فعاليتهاي دستگاهها بايد داراي هدف و برنامه كار مشخص باشد. برنامه كار مزبور براي دستگاه اجرايي،‌ سازمان متولي بودجه و ساير دستگاههاي ذي‌نفع بهترين راهنما براي عملياتي است كه در سال مالي انجام مي‌گيرد و اين برنامه اساس كار گزارشگيري و نظارت مي‌باشد.
بنابراين تعيين فعاليتهاي ذيل برنامه‌ها بايد به‌گونه‌اي انجام گيرد كه گزارشگيري از آنها را ساده سازد. در گزارشگيري اصل «مسئوليت» است و مسئوليت در قالب شرح وظايف دستگاه شكل مي‌گيرد و واقعيت مي‌يابد.
براي برقراري ارتباط متقابل ميان طبقه‌بندي عمليات و واحدهاي اجرايي، بايد سعي شود برنامه‌ها و فعاليتها به واحدهاي اجرايي مشخص در درون هر دستگاه مرتبط شوند. ايجاد ارتباط بين طبقه‌بندي عمليات و واحدهاي اجرايي موجب مي‌شود كه كار تهيه و تنظيم و اجراء نظارت بر اجراي بودجه به نحو بهتري انجام شود و عامل مسئوليت در داخل هر دستگاه مشخص‌تر گردد.
بنابراين در تشخيص و تعيين فعاليتها بايد گروههاي عملياتي در داخل هر يك از برنامه‌هاي هزينه‌ دستگاه در قالب فعاليت گنجانده شوند به نحوي‌‌كه مسئوليت اجراي هر يك فعاليتها و واحد اجرايي آن از هر حيث مشخص و با وظايف و تشكيلات منطبق باشد.
منابع( هزينه‌ها)
طبقه‌بندي هزينه‌ها به روشهاي مختلفي امكانپذير است. تجزيه و تحليل رفتار هزينه‌هاي مختلف نهاده‌هاي مورد استفاده در توليد كالا و خدمات اطلاعات مفيدي را براي برآورد هزينه‌ها فراهم مي‌آورد. چارچوبي كه معمولاً در اين زمينه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. طبقه‌بندي هزينه‌ها به: «هزينه‌هاي متغير»‌، «هزينه‌هاي شبه متغير» و «هزينه‌هاي ثابت» است. در اين طبقه‌بندي اساس تغييرات هزينه واحد (Unit Cost) توليد كالا و خدمت است كه از تغيير حجم محصول نتيجه مي‌گردد.
«هزينه‌هاي متغير» ارتباط مستقيمي با تغييرات حجم محصول دارند. براي مثال، هزينه كپي كردن مدارك دانش‌آموران در يك موسسه آموزشي با نسبت مستقيمي از ساعات مراجعه دانش‌آموزان تغيير مي‌كند.
«هزينه‌هاي شبه متغير» ارتباط با تغييرات حجم محصول پيچيده‌تر است. افزايش هزينه با سطوح متعددي از حجم محصول مرتبط است. در مثال فوق، افزايش ناچيز تعداد دانش‌آموزان، لزوماً نياز به بكارگيري معلم بيشتري را ندارد. از طرفي در سطحي از افزايش تعداد دانش‌آموزان استخدام معلم جديد الزام آور مي‌گردد.
«هزينه‌هاي ثابت» در كوتاه مدت، علي‌رغم تغيير در حجم محصول، تغييري نمي‌كنند و در دامنه وسيعي از حجم محصول ثابت مي‌مانند. براي مثال، چنانچه تعداد ساعات مراجعه دانش‌آموزان افزايش شايان توجهي داشته باشد موسسه ممكن است مجبور به ساخت يا ايجاد كلاس درس جديدي شود.
روش ديگر طبقه‌بندي هزينه‌ها تفكيك آن به: «هزينه‌هاي افزايشي»، « هزينه‌هاي تعهد شده» و « هزينه‌هاي فرصت» است. آشنايي با هزينه‌هاي افزايشي براي تصميم‌گيري درخصوص افزايش يا كاهش حجم محصولات ضروري است. در تصميم براي كاهش فعاليت فقط آن دسته از هزينه‌ها بايد مورد توجه قرار گيرد كه با تصميم مزبور تغيير مي‌كند. به بيان ديگر هزينه‌اي است كه با كاهش حجم محصولات حذف مي‌گردد. هزينه تعهد شده، مربوط به فعاليتهايي مي‌شود كه قبلاً تعهد شده و قابل حذف نبوده و تصميمات آينده در آنها تأثيري ندارد. « هزينه فرصت» منافع از دست رفته ناشي از عدم اتخاذ تصميم در مورد انجام بعضي از فعاليتها را شامل مي‌گردد.
به منظور ارزيابي عملكرد نيز، هزينه‌ها را مي‌توان به « قابل كنترل» و«غيرقابل كنترل» طبقه‌بندي كرد. نكته‌اي كه هم از ديدگاه تهيه‌كننده و هم استفاده‌كنندگان از اطلاعات مهم است درك ماهيت هزينه و طبقه‌بندي آن براي اهداف مختلف و حسابداري هزينه است. روش طبقه‌بندي هزينه بر انتخاب فرآيند هزينه‌يابي موثر است. براي هزينه‌يابي محصول چگونگي مصرف هزينه‌ها توسط محصولات و فعاليتها طبقه‌بندي آن به هزينه‌هاي مستقيم يا غيرمستقيم را تعيين مي‌كند. هر چه اقلام هزينه‌هاي مستقيم تشخيص داده شده بيشتر باشد به دليل كاهش تخصيص هزينه‌هاي بي‌مورد، دقت هزينه‌يابي بيشتر خواهد بود.
تفكيك هزينه‌ها به مستقيم و غيرمستقيم بستگي به اصل قابليت رديابي با تخصيص هزينه‌ها دارد. توان تخصيص هزينه‌ها به فعاليتها به عواملي چون روش تعريف فعاليتها، اطلاعات موجود و درك مديريت از ارتباط بين عمليات و هزينه‌ها دارد.
  • هزينه‌هاي مستقيم
هزينه‌هايي است كه به طور اقتصادي مي‌توان به فعاليتها يا موضوع‌هاي هزينه منسوب كرد. ارتباط بين هزينه و فعاليت مستقيم يا غيرمستقيم بودن آن را مشخص مي‌كند. محصول حاصل از فعاليت، ممكن است محصول نهايي،‌ محصول واسطه و يا مجموعه‌اي از محصولات باشد. ميزان تفكيك هزينه‌ها بستگي به اطلاعات مورد نياز مديريت دارد.
  • هزينه‌هاي غيرمستقيم
براي بعضي از هزينه‌ها رديابي و تخصيص مستقيم آنها به فعاليت خاصي امكانپذير نيست. اينگونه هزينه‌ها هزينه‌هاي غيرمستقيم هستند. هزينه‌هاي مزبور به بيش از يك فعاليت مربوط مي‌شوند. البته منسوب كردن اين هزينه‌ها به هر فعاليت از طريق تعيين سهم آنها در فعاليت امكانپذير است. براي مثال مي‌توان به هزينه‌هاي آب و برق و سوخت مصرفي در يك واحد خدماتي اشاره كرد.
  • ساير هزينه‌ها
برخي از هزينه‌هاي انجام شده در فعاليتها ممكن است ارتباطي با محصول آن فعاليت نداشته باشد. مانند هزينه‌هاي بازسازي غيرمترقبه و كاهش غيرمترقبه دارايي‌ها. با توجه به اينكه اين قبيل هزينه‌ها قابل تخصيص به محصولات نيستند، بايد در هزينه‌يابي فعاليتها حذف گردند.
  • هزينه كل و هزينه واحد توليد محصول
براي محاسبه هزينه كل فعاليتها بايد هزينه نهاده‌هاي مصرفي در فرآيند توليد محصولات و هزينه نهاده‌هاي مصرفي براي انجام فعاليتهاي پشتيباني توليد محصولات مزبور با هم جمع گردد.
براي مثال موسسه‌اي را در نظر بگيريم كه يكي از محصولات توليد آن انتشار اطلاعيه‌هاي سلامتي براي جامعه است. منابع مورد استفاده اين موسسه براي انجام اين فعاليت شامل پرسنلي است كه براي طراحي و چاپ و توزيع اين اطلاعيه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. هزينه‌هاي مزبور به عنوان « هزينه‌هاي مستقيم» تلقي مي‌شود.
ساير هزينه‌هايي كه ارتباط مستقي با اطلاعيه توليد شده ندارند«هزينه غيرمستقيم» تلقي مي‌شود. اين هزينه‌ها مي‌تواند شامل هزينه‌هاي بالاسري مانند خدمات اداري و پشتيباني براي توليد اطلاعيه‌ها و هزينه‌هاي برق و سوخت و مخابرات باشد.
از جمع هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم، هزينه كل فعاليت انتشار اطلاعيه بدست مي‌آيد. براي محاسبه هزينه واحد با متوسط انجام فعاليت بايد هزينه كل را بر تعداد محصول توليد شده تقسيم كرد.
هزينه واحد يا متوسط، شاخص مفيدي براي محصول توليد شده بشمار مي‌رود. از اين شاخص ميتوان به عنوان مبنايي براي ارتقاي كارآيي يك واحد سازماني و همچنين مقايسه بين واحدهاي سازماني مسئول توليد فعاليت مشابه استفاده نمود.
  • هزينه نهايي
هزينه فعاليتها مبناي اصلي تعيين بودجه دستگاههاي اجرايي است. در دراز مدت، طبعاً واحدهاي سازماني در پي تأمين كل هزينه انجام فعاليتها هستند. در بعضي موارد كالاها و خدمات توليد شده ممكن است با قيمتي معادل هزينه نهايي محصول عرضه شوند. هزينه نهايي در واقع نشان‌دهنده هزينه توليد يك واحد اضافي از محصول است. اين شاخص در قيمت‌گذاري محصولات اهميت زيادي دارد. معمولاً هزينه‌ نهايي توليد يك واحد اضافي محصول با افزايش ميزان محصول كاهش مي‌يابد. نرخ اين كاهش نشان‌دهنده اهميتي است كه هزينه‌هاي ثابت در ساختار محصول دارند.
هزينه‌ نهايي محصول، همچنين معمولاً كمتر از هزينه واحد است، كه دليل آن تأثير هزينه‌هاي ثابت در ساختار هزينه‌اي واحد اجرايي است. براي مثال در اين زمينه مي‌توان به استفاده كوتاه مدت از ظرفيتهاي عاطل اشاره كرد. در مواقعي كه قيمت محصول توسط دولت تعيين مي‌شود، در تعيين قيمت بايد عواملي چون ارزيابي هزينه توليد، قيمتهاي بازار و كارآيي توليد در نظر گرفته شود.
اهداف هزينه
فعاليتها با هدفي براي ايجاد بهره‏وري انجام مي‏‎شوند. در ادبيات هزينه‏يابي فعاليت، به اين هدف، «هدف هزينه»  گويند. تعريف اهداف هزينه بستگي به پشتيباني براي تصميمات دارد كه از سوي تكنيك هزينه‏يابي فعاليت انتظار مي‏رود. اهداف هزينه ممكن است محصولات يا خدماتي باشد كه به مشتريان ارائه مي‏شود و يا ممكن است خدمات داخلي از قبيل «آموزش داخلي» يا «تعيين جا و مكان فروشگاه» باشد.
هنگاميكه هزينه‏يابي فعاليت براي اصلاح فرآيندها مورد استفاده قرار مي‏گيرد، فعاليتها به ارزش آفرين (ارزش افزوده) و غير ارزش آفريني (غير ارزش افزوده) دسته‏‎بندي مي‏شوند. اين دسته‏‎بندي توسط اهداف هزينه‏هاي مناسب با تجزيه و تحليل موردنظر تعيين مي‏شود.
عناصر هزينه‏ساز
عناصر هزينه‏ساز همانطور كه از نام آن پيدا است عناصري هستند كه باعث ايجاد هزينه براي يك فعاليت و يا يك منبع مي‏شوند. عناصر هزينه‌ساز به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
هزينه‌سازهاي منبعي
هزينه سازهاي منبعي منابع را بر اساس ميزان استفاده آنها از هزينه‌ها به فعاليت‌ها تخصيص مي‌دهد.
هزينه‌سازهاي فعاليتي
هزينه سازهاي فعاليتي نحوه استفاده محصولات (خدمات) از فعاليت‌ها را نشان مي‌دهد.
 عناصر هزينه‏ساز باعث مي‏شوند كه يك فعاليت انجام شود و يا هزينه‏اي ايجاد شود. براي مثال، فعاليت «تعيين مراحل زماني (زمانبندي) درخواست مواد اوليه » را در نظر بگيريد . هزينه فعاليت، با تغيير جدول زمانبندي توليد تغيير مي‏كند. بنابراين «تعداد تغييرات در جدول زمانبندي» موجب تغيير در هزينه كل فعاليت «تعيين مراحل زمانبندي درخواست مواد اوليه» خواهد شد.
با توجه به مثال بالا، براي هر فعاليت بايد يك عنصر هزينه‏ساز وجود داشته باشد. در مواردي كه براي يك فعاليت چندين عنصر هزينه‏ساز وجود دارد،‌فعاليت مزبور بايد به زير فعاليتهايش به همراه عنصر هزينه‏ساز مربوط به هر يك از فعاليتها تجزيه شود. براي مثال در بسياري از سازمانها تعداد محصولاتي كه در يك سفارش دريافت مي‏شوند بسيار متغير است.
ساختار ABC  اساساً بر فعاليت‌ها تاكيد دارد . فعاليت‌ها به آنچه كه كاركنان و تجهيزات به منظور تامين نيازهاي مشتري انجام مي‌دهد، اطلاق مي‌گردد. فعاليت‌ها همان اقداماتي بشمار مي‌روند كه منابع سازمان را صرف مي‌نمايند.
ABC بدون تاكيد بر فعاليت، همانند ديگر سيستم‌هاي حسابداري به نظر مي‌رسد . ABC با تاكيد بر فعاليت‌ها بجاي واحدهاي سازماني و وظايف‌، اين امكان را براي ABM فراهم مي‌سازد تا ابزاري قوي به منظور مديريت، درك و از همه مهمتر بهبود فرآيندهاي سازماني بشمار رود .
مدل ABC ، همانند يك سيستم آبرساني داراي يك پمپ، شيرفلكه و لوله مي‌باشد. بدين ترتيب كه هزينه‌ها با استفاده از شيرهاي خاص و حساس به سمت فعاليت‌ها سرازير مي‌شوند. تمام مصارف منابع – كه در دفاتر كل هزينه‌ها مي‌آيد- در ابتدا در دفتر كل با استفاده از سيستم‌هاي متعارف سازماني همانند ليست حقوق مزايا‌، حساب بستانكاران‌، دفاتر ثبت روزنامه و غيره جمع مي‌شوند . در فرآيند تعيين قيمت تمام شده فعاليت‌ها‌، تمام هزينه‌هاي منابع از طريق لوله‌ها به فعاليت‌ها انتقال مي‌يابد.
هزينه‌هاي منابع‌، كاركنان‌، كامپيوتر‌، تجهيزات‌، دستگاهها‌، مواد مصرفي، ابزار كار و ديگر عوامل را در بر مي‌گيرد. اين عوامل به فعاليت مولد و خدمت رساني به مشتريان – داخلي وخارجي-  منجر مي‌گردد.
باتوجه به اين نكته كه ABC/M بر فعاليت‌ها تاكيد دارد‌، متعاقباً گزارشهاي لازم – كه بر مبناي فعاليت‌ها مي‌باشد- نسبت به صورت حسابهاي سنتي ماهيانه واحد‌ها و مراكز هزينه‌اي كه توسط دفاتر كل حاصل مي‌گردد، اطلاعات بيشتري را ارائه مي‌نمايد. قيمت تمام شده فعاليت‌ها بطور صحيحي اقدامات سازمان را منعكس مي‌نمايد.
در طراحي سيستم ABC‌ ، فعاليت‌ها بر مبناي مشتري تعريف مي‌شوند. فعاليت‌ها بصورت قراردادي با استفاده از يك فعل معلوم و يك مفعول تعريف مي‌شوند. بعنوان مثال: «تهيه برنامه‌هاي كاري» مديران وكاركنان مي‌توانند بر هزينه‌هايي كه برمبناي فعاليت تعريف مي‌شوند، مديريت نمايند چرا كه آنها مي‌توانند فعاليتي كه توسط كاركنان يا دستگاه صورت گرفته را تغيير دهند و يا برآن اثر بگذارند و در برخي موارد حتي  ممكن است آنها را حذف نمايند. پس از كسب تجارب كافي در اين زمينه، سيستم‌هاي مشتري محور در يك سازمان را مي‌توان با تعاريف استاندارد‌، با استفاده از فهرستي از فعاليت‌ها ( كتابچه فعاليت ها) پشتيباني نمود.
نقطه ضعف گزارشات سنتي بر مبناي دفتر كل اين است كه هزينه‌ها برحسب واحدهاي سازماني و فصول هزينه‌اي گزارش داده مي‌شود. اين گزارشات صرفاً آنچه كه هزينه شده را نشان مي‌دهد. در حالي كه فعاليت ها، نحوه صرف هزينه‌ها را نشان مي‌دهد. بررسي گزارشات ماهانه انحراف بودجه كه از دفاتر كل بدست مي‌آيد  مديران را خوشحال يا ناراحت مي‌سازد، اما لزوماً آنان را هوشمند نمي نمايد.  ABC  اين نقيصه را جبران نموده است .پس از تعريف فعاليت‌ها و محاسبه قيمت تمام شده فعاليت‌ها تيم پروژه ABC مجدداً هزينه‌ها را تخصيص مي‌دهد. در اين مقطع، قيمت تمام شده فعاليت ها، به اهداف هزينه‌اي كه فعاليت‌ها صرف مي‌نمايد، توزيع مي‌گردد. اهداف هزينه‌اي معمولاً شامل قطعات، خدمات‌، مواد مصرفي، محصولات، مشتريان و يا كانالهاي توزيع مي‌باشد.
هزينه‌سازهاي فعاليتي قيمت تمام‌شده هر فعاليت را به اهداف هزينه‌اي آن بايك نسبت مشخصي تخصيص مي‌دهد. سيستم‌هاي ABC كه به خوبي طراحي شده باشند. توزيع نامتناسب هزينه‌ها را كه در سيستم‌هاي هزينه‌يابي كنوني ديده مي‌شوند را با حداقل‌سازي توزيع يكسان هزينه‌هاي سربار به خروجي‌ها مرتفع مي‌سازد.
ABC يك سيستم توزيع هزينه‌اي دومرحله‌اي مي‌باشد. محصولات و مشتريان فعاليت‌ها را صرف نموده و فعاليت ها، منابع را صرف مي‌نمايند.
مشاورين با تجربه در زمينه M/ ABCمي دانند كه مرحله اول تخصيص هزينه‌ها، خود شامل چندين گام مي‌تواند باشد كه اين گام ها، همان اختصاص منابع به فعاليت‌ها از طريق هزينه سازهاي منبعي است و در مرحله دوم تخصيص هزينه‌ها از هزينه سازهاي فعاليتي استفاده مي‌شود.
پس از اين كه هزينه‌هاي منابع در دفتر كل به سمت فعاليت‌ها سرازير و انباشته مي‌شوند، مي‌توانيم با اقدامات ديگري قيمت تمام شده فعاليت‌ها را به فعاليت‌هاي كلان و فرآيندها مجدداً تخصيص دهيم . بعنوان مثال، فعاليت « تعمير پيش بيني نشده
ماشين آلات» ممكن است منابعي را از واحدهاي سازماني مختلف جذب كند. قيمت تمام شده اين فعاليت ممكن است اقدام واسطي باشد كه در كنار فعاليت‌هاي مشابه فعاليت كلان‌تري نظير « سوراخ كاري» كه توسط ماشين انجام مي‌شود، را شكل دهد.اين فرآيند را « تخصيص گام به گام » مي‌نامند . تفاوت عمده ABC با ساير سيستم‌هاي هزينه‌يابي اين است كه تخصيص گام به گام در ABC در سطح فعاليت‌ها صورت مي‌گيرد نه به صورت درصدي از هزينه‌هاي واحد سازماني .
در وضع مطلوب‌، تمام هزينه‌ها بطور مستقيم مي‌توانند به فعاليت‌ها و پس از آن مستقيما به محصولات توليد شده و يا خدمات ارائه شده تخصيص يابند اما‌، هزينه‌ها و پيچيدگي فرآيند جمع آوري داده‌ها براي رسيدن به وضع مطلوب مي‌تواند آنقدر زياد باشد كه ارزش اطلاعاتي بدست آمده از ABC را زير سئوال قرار دهد بعلاوه تخصيص مستقيم بيشتر هزينه‌هاي سربار به اهداف هزينه اگر ناممكن نباشد بسيار مشكل است .
سيستم سنتي حسابداري بطور سليقه‌اي هزينه‌هاي غير مستقيم سربار را تخصيص مي‌دهد كه دراين صورت دقت هزينه‌يابي از دست مي‌رود.
M/ ABC با استفاده از هزينه سازهاي منبعي و فعاليتي، كه بيان‌كننده الگوهاي مصرف هزينه‌ها مي‌باشند و رابطه علي و معلولي، فرآيند تخصيص هزينه‌ها را نشان مي‌دهد و تخصيص مالي نامتناسب را برطرف مي‌سازد.
تخصيص نامتناسب بدين دليل رخ مي‌دهد كه تخصيص هزينه‌هاي سربار و غيرمستقيم بر روي فعاليتها مبناي صحيحي ندارد. بعنوان مثال تخصيص هزينه مأمورين خريد در واحد خريد بر مبناي ساعات كار كاركنان يا ساعات كار دستگاهها چندان معنادار نمي‌باشد. در عوض‌، ABC/M از تعداد سفارشات خريد و يا معيار ديگري استفاده مي‌كند كه مصرف هزينه‌هاي فعاليتهاي خريد را مستقيما به آن دسته از محصولاتي كه منجر به تقاضا براي انجام فعاليتهاي خريد مي‌شود مرتبط مي‌سازد.   
در ABC هزينه‌هاي مستقيم مواد با استفاده از فهرست مواد (BOM) و يا فرمول ديگري به محصولات اختصاص مي‌يابد. به همين ترتيب هزينه‌هاي كار مستقيم نيز ممكن است با استفاده از صورت روزمره كار اختصاص ‌يابد. عليرغم تخصيص مستقيم هزينه كار و مواد، بسياري از هزينه‌هاي منابع بصورت هزينه‌هاي سربار و يا غيرمستقيم باقي مي‌مانند.
ABC با بهره‌گيري از منطق رابطه علي و معلولي‌، هزينه‌هاي غيرمستقيم را به روش منطقي به مصرف كنندگان اين هزينه‌ها اختصاص مي‌دهد. در ابتدا، ABC هزينه‌هاي منابع را به فعاليتها بر مبناي كار انجام شده و يا مواد مصرف شده مرتبط مي‌سازد. سپس، ABC از هزينه سازهاي فعاليتي جهت تخصيص قيمت تمام شده فعاليتهاي غيرمستقيم به اهداف هزينه‌اي متناسب با مصرف فعاليتها بوسيله اهداف هزينه‌اي استفاده مي‌كند. استفاده از فهرست فعاليتها، درك قيمت تمام شده واقعي اهداف هزينه‌اي را آسانتر مي‌سازد.
از مدل تخصيص دو مرحله‌اي ABC جهت رديابي هزينه‌هاي غيرمستقيم باقي مانده به حوزه‌هايي كه آنان را صرف مي‌نمايد، استفاده مي‌گردد.  فهرست فعاليتها در ABC در واقع جايگزيني براي تخصيص مستقيم است .
تخصيص هزينه‌ها براساس فهرست فعاليتها در ABC از دقت كمتري نسبت به تخصيص مستقيم هزينه‌ها برخوردار است. اما از سوي ديگر اين نوع تخصيص نسبت به تخصيصي كه هيچ گونه همبستگي با نحوه صرف هزينه‌ها برقرار نمي‌سازد، بسيار مناسبتر است.
نارسايي سيستم‌هاي هزينه‌يابي سنتي اين است كه تخصيص‌ها با منابع مصرفي همبستگي و رابطه معناداري ندارند. ABC اين نقيصه را مرتفع نموده است .
امروزه بسياري از شركتها و سازمانها از ABC براي تعيين قيمت تمام شده محصولات و خدماتشان استفاده مي‌نمايند. برخي ديگر از شركتها و سازمانها از ABC براي تعيين قيمت تمام شده ارائه محصولات و خدمات به مشتريان مختلف استفاده مي‌نمايند. در اين مورد، تلفيق خدمات مشتريان و نه محصولات بخش عمده‌اي از هزينه‌هاي سربار را بوجود مي‌آورد. اين هزينه‌ها متناسب با فعاليتهايي كه براي مشتريان مختلف انجام مي‌شود در ارتباط با حجم خريد و ميزان سودآوري آنان براي سازمان تخصيص نمي يابد. مشتريان با خريد بالا الزاما سودآور نمي‌باشند. ABC تراز هزينه‌هاي مشتريان را با سود و زيان حاصله امكان پذير مي‌نمايند. كسانيكه براي اولين بار با ABC مواجه مي‌شوند با كابوسي از جمع آوري و تحليل مقدار بسيار زيادي از داده‌ها مواجه مي‌شوند.در ABC نسبتا درست عمل كردن از كاملا غلط عمل كردن بهتر است.
  

نرم افزار بودجه ريزي عملياتي الماس

اين نرم افزار امکانات زیر را در اختيار کاربر قرار مي دهد: جهت دانلود بروشور نرم افزار روی لینک زیر کلیک نمایید:

دانلود بروشور شرکت

جهت اطلاع از فعالیتها و خدمات شرکت و دریافت بروشور گروه مشاوران پنکو روی لینک زیر کلیک نمایید:

فيلم هاي آموزشي

مجموعه فیلمهای آموزشی محاسبه قيمت تمام شده ، بودجه ريزي مبتنی بر عملکرد را از طریق آدرس زیر دانلود نمایید: